سيد جلال الدين آشتيانى

430

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اما اينكه ملاك حمل را اتحاد ماهوى دانست ، اين كلام على الاطلاق صحيح نيست ، چون در حمل حد « حيوان ناطق » بر محدود « انسان » كه از آن سيد محقق داماد و تلميذ عظيم‌الشان او ملا صدراى شيرازى بحمل اولى ذاتى تعبير نموده‌اند ، ملاك اتحاد مفهومى است ، ولى در مقام حمل حيوان بر ناطق و حمل ناطق بر حيوان و حمل هر يك از اين دو جداگانه بر انسان ، حمل شايع صناعى است ؛ چون مفهوم از حيوان كه شامل جميع انواع مىشود ، غير از مفهوم انسان است ، و بين اين دو تغاير مفهومى وجود دارد و چون حمل بين اين دو جائز است ، پس ملاك حمل اتحاد وجودى است و گرنه بايد مفهوم جنس عين مفهوم نوع باشد ، در حالتى كه نوع و جنس دو مفهوم متغايرند و كذلك حمل ناطق بر حيوان نيز حمل شايع صناعى است ، باعتبار اتحاد وجودى على التحقيق مركب بر اجزاء صادق است لذا كل « انسان » بر حيوان و بر ناطق هر دو قابل صدق است . خلاصهء كلام آنكه اگر مفهوم موضوع و محمول متحد و فرق بين آنها باجمال و تفصيل بود ، چون مفهوم موضوع بعينه مفهوم محمول است ، حمل اولى ذاتى است و اگر مفهوم موضوع اعم از محمول يا اخص باشد ، صدق حمل و ملاك « هو هويت » قهرا بايد اتحاد وجودى باشد . صرف حمل جنس يا فصل بر نوع حمل اولى نخواهد بود ، ناچار مصحح حمل اتحاد وجودى است . و اينكه گفته‌اند : حمل بر ماهيت است نه بر وجود و يا « التعريف للماهية و بالماهيّة » ، اين منحصر است بحمل شىء بر نفس خود مثل الانسان انسان ، در مقام آنكه متوهمى گمان نكند كه سلب شىء از نفس شىء جائز است ، اين حمل مفادش آنست كه انسان واقعا انسان است ، يعنى ثبوت شىء از براى نفس شىء ضرورى و بديهى است و سلب شىء از نفس بديهى البطلان است . در حمل ذاتيات مطلب همان است كه ذكر شد . و اما در حمل عرضيات بر شىء ، اعم از اينكه محمول از اعراض عامه باشد كه بحسب تحليل عقلى عارض بر موضوع شود ، و اين در همهء حقايق حتى واجب الوجود تعالى شأنه جارى است ، مثل « زيد موجود » يا اللّه تعالى موجود ، و يا عرض از عوارض ذاتى و منبعث از موضوع باشد ، چه عرض عام مثل مشى نسبت